نگاهی متفاوت به اتومبیل های پرنده

|
۰ دیدگاه
dezso-molnar-interview-flying-cars-3-EDITED

دزو ملنارDezso Molnar ، مخترع و مبتکر در حوزه ماشین های پرنده در مصاحبه ای از تجربیات خود در این زمینه می گوید. او معتقد است پیروی بیش از حد از بازار مصرف در محصولاتی از این دست می تواند باعث محدود شدن اختراعات و نوآوری ها در این وسایل شوند.  

کلیک – ممکن است کمی تلخ به نظر برسد اما باید عنوان کرد که ماشین های پرنده نبایست مورد استفاده عموم مردم قرار گیرد، حداقل نه در آینده ای نزدیک. در حقیقت، بر طبق سخنان دزو ملنار(Dezso Molnar) ، هرکس که اقدام به ساخت هواگرد های عمود پرواز چند سرنشین نماید، تنها وقت خود را تلف نموده، چرا که چنین غول های سنگین وزن و انرژی بری، برای مسافرینی مهندسی و ساخته می شوند که اکثر اوقات وجود خارجی ندارند. وی که مخترع و مبتکر در حوزه های گوناگون علمی است در حال راه اندازی نخستین مسابقات ماشین های پرنده می باشد. ملنار می گوید: هم اکنون زمان آن رسیده که واقعیت را بپذیریم؛ ما در حدود چند ده و یا حتی صد ها هواگرد با قابلیت پرواز داریم که هم پرواز می کند و هم می تواند برای انجام امور مشخص بر روی زمین رانده شده و بر اساس قوانین هوانوردی ماموریت های محوله را به انجام رساند. شمار اندکی که وی آن ها را برای آینده این صنعت قابل اهمیت می داند،در خطوط ذیل ، با هم مصاحبه این مبتکر در حوزه هوانوردی که در سفری در کالیفرنیا ضبط شده را مرور می کنیم.

برای آگاهی بیشتر درباره این خلبان، دانشمند موشک، مخترع، موسیقی دان و علاقمند به مسابقات سرعت به وبسایت مجله Gizmag رجوع کنید.

ماشین های پرنده

روزی که من به دلیل ترافیک نتوانستم از لس آنجلس بیرون بیایم، احساس کردم که به یک ماشین پرنده احتیاج دارم. در همان زمان شروع به کار بر روی پروژه gyrocycle نمودم. به نظرم می رسید که این وسیله بهترین ترکیب از ماشین های جاده ای و هواگرد ها بوده و برای به خروج سریع از مناطق پر ترافیک بسیار مناسب می باشد.

تا آن زمان تعداد زیادی ماشین پرنده ساخته شده بود. بسیاری از مبتکران و افراد برجسته بر روی توسعه این وسایل کار کرده بودند و باور رایج و متداول این بود که اختراعات کارا و جذاب لزوما باید با بازار های وسیع و بزرگی متناسب بوده و طیف گسترده ای از مشتریان را به همراه داشته باشند. من با چنین عقیده ای به شدت مخالف بودم. لزوما هر ابزاری در این جهان برای همه مردم ساخته نشده است. من تنها می خواستم تا پیشرفت ها و افق هایی تازه، حتی به میزان اندک، در سیر تکامل ماشین های پرنده موجود به وجود آورم.

هدفی که هم اینک دنبال می کنم، تشکیل لیگ مسابقات ماشین های پرنده می باشد که به این ماشین ها فرصت و موقعیتی برای درخشش و عرضه توانمندی هایشان خواهد داد. چنین مسابقاتی همچنین باعث گشایش فضای بحث، نقد و بررسی توسعه این وسایل می شود. این مسئله هم برای صنعت هوانوردی و هم برای توسعه حمل و نقل زمینی مناسب است.

ماشین های پرنده به چه کاری می آیند

اولین خطری که چنین هواگرد های کوچکی را تهدید می کند پرواز آن در آب و هوای نامساعد می باشد. این موضوع معمولا هنگامی اتفاق می افتد که آب و هوای فرودگاه ها تغییر می کند. آن ها ممکن است در حالی که اقدام به فرود در یکی از فرودگاه ها می کنند آسیب دیده و سقوط کنند. اگر شما می توانستید جایی بین دو فرودگاه مبدا و مقصد به سلامت فرود بیایید قطعا آن را انجام خواهید داد.

بسیاری از خلبانان تمایلی به فرود بر روی یک اتوبان را ندارند چرا که مجبور می شوند تا باقی عمرشان را صرف دادن آزمایشات مصرف الکل و توضیحات متعدد به شبکه های تلویزیونی و پلیس در رابطه با فرود در خیابان نمایند. اما در حقیقت می توان گفت که این بهترین کاری است که باید انجام شود. داشتن توانایی پرواز و فرود برای جلوگیری از برخورد با طوفان ها بسیار قابل اهمیت است. همچنین پرواز کردن از فرودگاهی که آب و هوای بدی دارد به فرودگاه دیگری که هوای مناسب، صاف، بدون ابر و مه در آن وجود دارد نیز بسیار برای یک خلبان با ارزش است.

برای سفر های زمینی، ترافیک متراکم معمولا به معضلی در حال گسترش بدل گشته است. در بسیار موارد بهترین راه این است که از آسمان به جای خیابان ها استفاده کنیم، که این مورد بسیار قابل اهمیت است.

مقاومت در برابر ایده ماشین های پرنده

مردم همچنان به ایده ماشین های پرنده می خندند. بزرگترین منتقدان کسانی هستند که می گویند وسیله ای که شما با آن هم زمان دو کار را انجام دهید عملکرد صحیح و قابل اعتنایی نخواهد داشت. من در پاسخ به آنان می گویم اردک ها، هم پرواز می کنند هم راه می روند و هم شنا می کنند و بر طبق قاعده شما نباید اصلا وجود داشته باشند. همین طور بر این اساس حشراتی که پرواز می کنند نباید پا هایی داشته باشند چرا که بال هایشان برایشان کافی است. من نظراتی را که سیر تکامل پرنده ها به راه رفتن را نمی پذیرند، رد می کنم.

شما نمی توانید بر روی زمین با یک بویینگ ۷۴۷  سفر کنید. شما به گیت می رسید و باید از اتوبوسی برای ادامه مسیر استفاده کنید. در اتوبان هنگامی که بر می گردید نمی توانید سوار یک جنگنده F15   شده و خود را از شر ترافیک نجات دهید. آن ها نیز دچار این ترافیک ها خواهند شد. تکامل به ما آموخته است که موجوداتی که بتوانند در محیط های گوناگون حرکت کنند ارزش ها و توانمندی های بسیاری دارند. این موضوع در مورد ماشین ها هم صدق می کند.

من در تلاشم تا گامی در راه توسعه ماشین های پرنده برداشته و ماشینی که ما می خواهیم به آن دست یابیم را تولید کنم. بدون در نظر گرفتن اینکه به چه میزان برای عموم مردم قابل استفاده است، این مسئله در همه مسابقات دیده شده و اتفاق می افتد. مسابقات فرمول یک، مسابقات دو، دوچرخه سواری، موتور سواری و … همه از وسایلی استفاده می کنند که در بسیاری موارد استفاده عمومی و تجاری ندارد. من تنها می خواهم لیگ مسابقاتی را تشکیل دهم که به توسعه و پیشرفت این ماشین ها کمک کند.

در حال حاضر ماشین های پرنده استفاده عمومی ندارد

یک چالش اساسی که همه ما با آن روبرو هستیم این باور است که تنها دلیل حمایت و تامین مالی در پروژه های توسعه ابزار های گوناگون، به وجود آوردن بازار عمده ای برای آن محصولات است. ولی نکته قابل توجه اینجاست که همین باور است که منجر به از بین بردن این خلاقیت ها و نوآوری ها در تولید این ابزار ها می گردد. چنین باوری، اعتقادی شکست خورده بوده  که بار ها و بار ها آزموده شده است و هیچ گاه موفق نبوده است و تنها باعث محدود شدن رویکرد های ما به اختراعاتی از این دست می گردد. بازارهای ماشین و موتورسیکلت هر کدام به تنهایی به مراتب گسترده تر و بزرگتر از بازار کوچک ماشین های پرنده هستند در نتیجه فرصت نهایی تنها، در صورتی تحقق می یابد که بتوانیم از این محدودیت ها بیرون آمده و وابستگی تولیدات این وسایل به بازارهای گسترده تررا در نظر نگیریم چرا که آن ها قابل رقابت با دیگر ابزارآلات و ماشین ها در این حوزه نیستند.

واقعیت این است ، کسانی که علاقمند به ماشین های پرنده هستند می توانند آن ها را تهیه نموده و از آن ها استفاده نمایند. حدودا صد سال است که این ماشین ها اختراع شده و تولید می شوند و چالش پیش رو، تمرکز بر مدل های موجود و توسعه آن ها می باشد.

به عقیده من ما باید فراتر از رویکرد فعلی رفته و از محدود نمودن ایده و طرح های ارزشمند و نوآور به نفع بازار های وسیع بپرهیزیم. تا آنجا که در توان داریم باید به خود طرح ها و ابزارهای تولید شده و استفاده آن ها در موارد گوناگون بپردازیم. و این همان اعتقادی است که ماشین های پرنده به آن نیازمندند. ما به جهانی نیاز داریم که در آن مردم بار ها در روز  به سفر رفته و از بزرگراه ها عبور کرده و شاهد انسان هایی که در حال پرواز با این ماشین ها بر فراز آسمان هستند، باشند. اگر مردم بخواهند زمان سفر هایشان را کوتاه کنند بهتر است هر چه سریعتر به تکمیل چنین پروژه هایی پرداخته و اقدام به تولید آن ها نمایند.

من کسانی که بسیار نگران مسیله امنیت و ایمنی در این حوزه هستند را جدی نمی گیرم. بلکه بیشتر به کسانی می اندیشم که می خواهند از ارتفاع بلند با چترشان به پرواز درآیند. این ها کسانی هستند که اختراعات ما را در این جهان پیش می برند. طرح های متعلق به آدم هایی نیست که متمرکز بر ترس هایشان هستند و یا کسانی که به دنبال موقعیتی برای تعمیق و گسترش نگرانی ها و ترس های خود هستند. آن ها می توانند در صنایع موتورسیکلت و هوانوردی تجربی نگرانی های خود را پی بگیرند.

من تمایل دارم با کسانی همکاری کنم که می خواهند وضعیت فعلی را تغییر داده و آن را دگرگون ساخته و از ظرفیت ها و ادراکات کافی و آگاهی های محیطی متناسب برای انجام این امور به شیوه صحیح و ایمن نیز برخوردار باشند. آدم های اینچنینی بسیار زیاد اند. کسانی مانند ریچارد پتی Richard Petty که من مطمئنم از کهولت سن و نه از تصادفات جان خواهد داد. او به طور حتم مرز ها را در هم شکسته و از آن ها عبور خواهد نمود. او امروز مانند گنجینه ای پر بها بین ما حضور دارد.

آدم هایی مانند باز الدرین Buz Aldrin ، که به فضا رفته و برگشته و زندگی سرشار از هیجان و امیدی را تجربه می کنند. هنگامی که می توانم برای او چیزی اختراع کنم و یا بسازم دیگر دوست ندارم برای آدم های عافیت طلب و آسوده خواه و انسان های محافظه کار طرحی را به اجرا گذارم. بگذارید تعداد اندکی از این آدم ها را یافته و امکانات کافی را در اختیارشان بگذاریم، به جای آن که به ترس های انگاشته شده خریداران بها دهیم، که به طور قطع و یقین یک دلار هم برای شما سود نخواهند داشت.

ماشین های پرنده تک سرنشین و یا چند سرنشین

شما باید به وسایل نقلیه در اطرافتان بنگرید. در خیابان هنگام رانندگی در عرض ۵ دقیقه، لااقل دو جین ماشین دور و برتان خواهید دید که تنها دو مسافر دارند.

هنگامی که ما با مولفه های ثابت در پرواز روبرو هستیم باید وزن خلبان، محفظه هواگرد و وزن موتور را در نظر بگیریم. هنگامی که مولفه های متغیر چنین وسیله ای را مورد توجه قرار دهیم به باطری ها، سوخت و مسافران خواهیم رسید و با خود می اندیشیم: بهتر است تا ما یک مسافر داشته باشیم و یا آن که دو مسافر و یا سه و یا شاید حتی شش. ۱۲ مسافر چه طور است؟ وقتی وزن هر نفر ۱۸۰ پوند باشد شما عملا طرح خود را به سمت تخصیص فضا، قدرت و برد به سرنشینانی می برید که لزوما در همه پرواز ها حاضر نیستند.

در چنین شرایطی شما دست به ساخت ماشین برای سرنشینانی زده اید که اصلا وجود ندارند. صد سال است که با چنین رویکردی به صورت مکرر در حال چالش هستیم و هیچ کس وسیله اینچنینی را به بازار عرضه نکرده، هیچ کس آن را ندارد، هیچ کس آن را نمی خواهد، هیچ کس آن را نمی خرد و در نهایت هیچ کس از آن استفاده نمی کند چرا که ما صندلی های فراوانی برای کسانی درست می کنیم که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند. مولفه های ثابت و متغیر در معادلات ماشین های پرنده ما، قادر به فراهم آوردن جایگاه های متعدد برای کسانی که از آن استفاده نمی کنند، نیست.

شخصی که موتور مسابقه ای را خریداری می کند، به دنبال چه چیزی است؟ می خواهد بار ها با آن گاز دهد و بچرخد. کسی منکر میزان محبوبیت چنین وسایلی نیست و کسی نمی تواند میزان وقت و انرژی که مردم صرف این وسایل می کنند را نادیده بگیرد. ولی مسلما ما نمی توانیم فرصت های خود برای پرواز بر سطح زمین تنها به دلیل عدم تقاضا در بازار هدر بدهیم. درحالیکه شواهد محکمی اصلا برای چنین تقاضایی وجود ندارد.

این موضوع بار ها برای ماشین های مختلف اتفاق افتاده است. ماشین پرنده Terrafugia   چندین بار تحویل سفارش های خود را به عقب انداخت چرا که مجبور بود تا شیشه های پلاستیکی خود را برای گرفتن مجوز “هواگرد های سبک” تغییر دهد. دو نفر، چهار چرخ و در نتیجه وزن اضافی. من هیچ گاه انتظار ندارم حتی یکی از این ماشین های پرنده وقتی سنگین تر از وزن مجاز هستند به صاحبانشان تحویل داده شوند. حال آن که ما شاهد ویدیو هایی هستیم که نسل های بعدی این ماشین ها با قابلیت های متعدد و گوناگون به آن افزوده شده را نشان می دهد. در حالی که من مطمئنم در شش یا هشت سال آینده هیچ تغییر غیر منتظره ای در این ماشین های پرنده به وقوع نخواهد پیوست.

ما باید در رابطه با طراحی های خود واقع بین باشیم. من با نظر کسانی که اظهار می کنند دو جایگاه برای نشستن فروش بیشتری دارد، مواقفم اما چنین رویکرد هایی تنها مسایل پیش روی ما را پیچیده تر و نامنظم تر می نماید. و این تجربه ای است که من در طول سال ها کار با گروه سازنده هیلر، آن را کسب کردم.

این گروه سازنده، هواگرد هیلر را تولید نمود که در نوع خود بی نظیر است. به عنوان یک ماشین پرنده تک سرنشین، این خودرو بسیار کارا است. ولی این شرکت سازنده آن قدر به مدل های تولیدی آتی امکانات جانبی و قابلیت های متعدد افزود که وسیله مذکور به ماشینی بسیار بزرگ و نامتعادل به همراه ابزار آلات گوناگون در پرواز های خود تبدیل شد. در نهایت این ماشین پرنده نمی توانست تعادل خود را در هوا همانند گذشته حفظ نموده و از قابلیت های پروازی و مانور هوایی آن تا حدود بسیاری کاسته شد. این مسئله مانند آن است که شما برد های مخصوص اسکی آبی، به بزرگی ۱۰ فوت را برای علاقمندان و ورزشکاران بسازید!

متاسفانه در چنین پروژه هایی شما در نهایت کنترل خود را در مراحل تولید و تولیدات بعدی بر روی سازه خود از دست خواهید داد. هدف ماموریت، گاه آن قدر تغییر می کند که طراح و مبتکر اولیه دیگر قادر به منطبق شدن با آن نخواهد بود و در مواردی نقطه نظر عمومی حتی در کارآ بودن ماشین از ابتدا موردتردید قرار میگیرد. در حالی که موضوع تنها این است که چنین وسایلی، ابزاری چون اسلحه نیستند که دایما به مدل های مورد پسند خریداران تغییر شکل دهند. هنگامی که مردم از طریق مشاهده به این باور برسند که این وسایل دیگر تغییر چندانی نخواهند کرد خواهند گفت که ، تصورات و خواسته هایشان در رابطه با داشتن یک ماشین پرنده ناممکن است. در نتیجه محققان و توسعه دهندگانی چون من مجبور هستند تا وقت زیادی صرف تغییر این باور های عمومی و اعتقادات رواج یافته کنند. در صورتی که مواردی از این دست در حال اتفاق افتادن در اطرافشان است و حال آنکه آن ها از اینگونه تولیدات چشم پوشی می نمایند.

ماشین پرنده ای که من در حال ساخت آن هستم تنها یک سرنشین خواهد داشت و می تواند باتری های اضافی بر روی زمین حمل کند. در نتیجه شخص پس از پرواز خود و هنگامی که فرود می آید می تواند ۱۲ باتری دیگر خود را به عقب وسیله منتقل نموده و به مسیر خود بر روی زمین راادامه دهد چرا که وقتی بر روی زمین در حال حرکت است وزن این باتری ها دیگر مسئله ساز نخواهد بود.

ماشین های سه چرخ و ماشین های چهار چرخ

ما رویکرد های گوناگونی نسبت به طراحی ابزارآلات و وسایل مختلف داریم. مشکلات حقوقی یکی از چالش ها به حساب می آیند. برخی، وسایلی طراحی می کنند که از نظر فیزیکی عملکرد صحیحی دارد اما از منظر حقوقی قابل ارایه نیستند. من در همه حالات سعی در رعایت نقطه نظرات قانونی دارم چرا که از ورود به حیطه هایی فرای چالش های مهندسی که، محصول نهایی را از کنترلم خارج می کند، می پرهیزم.

معمولا از موتور های احتراق داخلی در این ماشین ها استفاده می شود و یک چالش بزرگ جوابگو بودن به آزمون های آلودگی محیط زیستی است که هنگام گزینش این موتور ها شما حتما باید آن را در نظر بگیرید. با موتور های الکتریکی جدید که در حال حاضر از آن استفاده می شود و حتی در موتور سیکلت هایی که در خیابان ها می بینید نیز قرار داده می شوند، این موضوع دیگر مسئله قابل توجهی نیست.

مجوز های یک هواگرد برای پرواز، معمولا پس از طی مدت ها زمان و صرف میلیون ها دلار هزینه صادر می شود. به همین جهت در اکثر موارد ساخت هواگرد های تجربی و شخصی و یا هواگرد های مدل ساده تر، بسیار آسان تر و مقرون به صرفه تر است.

در همین راستا من مایلم تا برای تولید پایه ماشین پرنده خود از رده موتور سیکلت ها استفاده کنم چرا که اگر شما یک تا سه چرخ داشته باشید حرکت در جاده ها بسیار ساده تر از وسایل چهار چرخ می باشند.

در ضمن باید اضافه نمود که تعداد معدودی از قوانین برای موتور سیکلت ها موجود است در حالی که ماشین ها تحت نظارت قوانین بسیار بیشتری هستند. همچنین طراحی ماشین ها مشخصا برای پرواز صورت نگرفته است. البته این بدان معنی نیست که من در آرزوی ماشین پرنده چهار چرخی بوده ام اما بدان دست پیدا نکرده ام. در حقیقت در مجموعه تولیدات فعلی، ماشین های پرنده چهار چرخ بسیار کم  و نادرند و بیشتر محصولات و اختراعات در این حوزه به ماشین هایی با سه چرخ تعلق دارد.

 

منبع: Gizmag   

0 پسندیده شده
احسان ستاریان
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره قرمز مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.