اثبات جهان پس از مرگ با نظریه کوانتوم

جهان پس از مرگ و زندگی ابدی همیشه یکی از محورهای بحث برای بشر بوده است؛ اما آیا روح و زندگی پس از مرگ مبنای علمی نیز دارد؟

به گزارش کلیک، یک کتاب با عنوان “زیست محور: چگونه زندگی و آگاهی کلیدهای درک ماهیت جهان هستند” در اینترنت غوغا به پا کرده است، زیرا مفهومی از زندگی را در بردارد که حتی پس از مرگ بدن، پایان نمی‌یابد و تا ابد ادامه پیدا می کند. نویسنده این اثر دکتر رابرت لانزا، دانشمندی است که طبق گفته نیویورک تایمز، سومین دانشمند مهم زنده دنیا محسوب می شود و شکی ندارد که این امر ممکن است.

  1. فراسوی زمان و فضا

لانزا یک متخصص طب ترمیمی و مدیر علمی شرکت فناوری سلولی پیشرفته است. پیش از اینکه برای تحقیقات گسترده خود در زمینه سلول های بنیادی شناخته شده باشد، برای چندین آزمایش موفقیت آمیز شبیه سازی جانوران در معرض خطر، مشهور است.

چندی پیش این دانشمند درگیر فیزیک، مکانیک کوانتومی و اخترفیزیک شد. این مخلوط عجیب منجر به خلق نظریه زیست محوری شد. نظریه زیست محوری می گوید که زندگی و آگاهی از پایه های اساسی جهان هستند. این آگاهی است که باعث ایجاد جهان مادی می شود نه چیز دیگر.

لانزا اشاره می کند ساختار جهان، قوانینش، نیروها و پایداری جهان برای زندگی است و دلالت بر وجود هوش پیش از ماده را دارد. او هم چنین ادعا می کند که فضا  و زمان، شی یا چیز نیستند بلکه بیشتر ابزاری برای درک حیوانی ما هستند. لانزا می گوید ما فضا و زمان را با خود حمل می کنیم “مانند لاک‌پشت که خانه اش را حمل می کند”. یعنی حتی با بیرون آمدن پوسته(فضا و زمان) ما همچنان وجود خواهیم داشت.

این نظریه می گوید که مرگ آگاهی به راحتی اتفاق نمی افتد. تنها به صورت یک فکر وجود دارد زیرا مردم تصور می‌کنند تنها یک بدن هستند. آن‌ها فکر می‌کنند که بدن دیر یا زود متلاشی شده و آگاهی آن ها نیز از بین می رود. اگر بدن آگاهی را ایجاد کند، سپس با مرگ بدن، اگاهی نیز از بین می رود. اما اگر بدن آگاهی را به همان روشی در یافت کند که تلویزیون امواج ماهواره را دریافت می‌کند، سپس آگاهی با از بین رفتن بدن، پایان نمی‌یابد. در واقع آگاهی خارج از محدودیت زمان و فضا قرار دارد. می تواند به هر جایی برود: در بدن انسان و خارج از آن. به عبارت دیگر مانند اشیای کوانتومی، غیر محلی است.

لانزا معتقد است جهان های متعددی می توانند هم زمان وجود داشته باشند. در یک جهان، ممکن است بدن بمیرد و در جهان دیگر همچنان وجود داشته باشد و آگاهی را جذب کند. این یعنی فردی که می میرد از طریق تونل به بهشت یا جهنم نمی رسد، بلکه به جهانی مشابه جهان قبلی رسیده و زندگی می کند. به همین ترتیب تا ابدیت ادامه پیدا می‌کند. این امر تقریبا چیزی شبیه یک ماتروشکای روسی نامتناهی است.

  1. جهان های چند گانه

این نظریه امیدوارانه و شدیدا بحث انگیز لانزا نه تنها طرفداران عامی بسیاری دارد که به دنبال زندگی ابدی هستند، بلکه چند دانشمند شناخته شده نیز وی را همراهی می کنند. این افراد فیزیکدانان و اختر فیزیکدانانی هستند که به نظریه جهان های موازی معتقد بوده و احتمال وجود جهان ها چندگانه را تایید می کنند. آن ها بر این باورند هیچ قانون فیزیکی وجود ندارد که وجود جهان های موازی را نفی کند.

اولین آن‌ها نویسنده داستان های علمی تخیلی، اچ. جی ولز بود که در سال ۱۸۹۵ در داستان “دری در دیوار” این ادعا را مطرح کرد. پس از ۶۲ سال این ادعا توسط دکتر هیو اورت در پایان نامه خود برای دانشگاه پرینستون مطرح کرد. این‌طور فرض می شود که هر لحظه ای در جهان به بی شمار لحظه تقسیم می شود. و لحظه بعدی نیز به همان روش تقسیم می شود. در برخی از این جهان ها ممکن است زمان حال باشد: در حال مطالعه این مطلب درمورد جهان و یا در حال تماشای تلویزیون در جهانی دیگر.

اورت می گوید عامل این فرایند چندجهانی، اعمال ما هستند. هر تصمیمی که ما می گیریم، فورا یک جهان تقسیم به  نسخه با دو نتیجه متفاوت می شود. در دهه ۱۹۸۰، آندره لینده دانشمند فیزیک دان، تئوری جهان های چندگانه را گسترش داد. وی اکنون استاد  دانشگاه استنفورد است. لینده می گوید: فضا شامل حوزه های متورم زیادی است که باعث ایجاد حوزه های مشابه می شوند، و این ها به نوبه خود باعث ایجاد بخش های دیگری می شوند که تا بینهایت ادامه پیدا می کند. در دنیا، آن ها از هم جدا بوده و از وجود هم آگاه نیستند.

این حقیقت که جهان ما تنها نیست، توسط داده های دریافتی از تلسکوپ فضایی پلانک پشتیبانی می شود. با استفاده از این داده ها، دانشمندان دقیق ترین نقشه پس زمینه مایکرویو را ایجاد کرده اند که بقایای اشعه های کیهانی باستانی بوده و از زمان آغاز جهان باقی مانده اند.

  1. روح

بنابراین طبق نظریه زیست محوری جدید، مکان ها و جهان های بسیاری وجود دارد که روح ما پس از مرگ می تواند به آنجا برود. اما آیا روح وجود دارد؟ هیچ نظریه علمی در مورد آگاهی می‌تواند چنین ادعایی بکند؟ طبق گفته های دکتر استوارت همروف، یک تجربه نزدیک به مرگ زمانی رخ می دهد که اطلاعات کوانتومی که در سیستم عصبی قرار دارند، بدن را ترک کرده و در جهان پراکنده می شوند. دکتر همروف توضیح می دهد بر خلاف محاسبات مادی از آگاهی، یک توضیح جایگزین از آگاهی وجود دارد که شاید برای هر دو قشر علمی و عامی قابل توجیه به نظر برسد.

طبق گفته های همروف و فیزیک دان انگلیسی، راجر پنروز، میکروتوبول(ریز لوله) سلول های مغز محل اصلی پردازش فرایندهای کوانتومی هستند. پس از مرگ این اطلاعات از بدن آزاد شده و آگاهی فرد به همراه ان می رود. آن ها استدلال می کنند که تجربه ما از آگاهی در نتیجه تاثیرات جاذبه کوانتومی در این میکروتوبول ها است.

آگاهی، یا پیش آگاهی توسط آن‌ها به عنوان یک ویژگی اصلی جهان مطرح شده است. ارواح ما در حقیقت از اجزای اولیه جهان ساخته شده اند، و ممکن است از زمان آغاز آن وجود داشته باشند. مغز ما تنها گیرنده و تقویت کننده پیش آگاهی است که در بافت زمان ـ فضا وجود دارد. بنابراین بخشی از آگاهی شما غیرمادی بوده و پس از مرگ شما به حیات ادامه می‌دهد؟

دکتر همروف می گوید “بیایید فرض کنیم قلب از تپش می ایستد، جریان خون متوقف می شود و میکروتوبول ها حالت کوانتومی خود را از دست می دهند. اطلاعات کوانتومی در این میکروتوبول ها از بین نمی رود، زیرا نمی تواند از بین برود، صرفا در مقیاس بزرگی در جهان پراکنده می شود.”

در اینجا رابرت لانزا می افزاید که این آگاهی نه تنها در جهان وجود دارد، بلکه شاید در جهان های دیگر نیز وجود داشته باشد. اگر بیمار احیا شود، این اطلاعات کوانتومی می توانند به میکروتوبول باز گردند و بیمار می گوید تجربه ای نزدیک به مرگ داشته است. وی اضافه می کند “اگر بیمار احیا نشده و بمیرد، ممکن است اطلاعات کوانتومی وی خارج از بدنش به حیات ادامه داده و شاید بتوان از آن به عنوان روح یاد کرد.

75 دیدگاه

  • آقای مرتضایی بحث دراین مواردزیادهستش،من شخصی نیستم که مقالات شبیه این بخونم وبیام حتما جواب به دوستان مذهبی بدم،قبلا این کارروکردم اکثرا نشرش نکردن ودوستان ازافکارم بهره نبردن،من یک مادی گراهستم.جواب بهت میدم چون نمیخوام فکرکنی ماچیزی نداریم.توخودت میگی یکی گفته،دمت گرم،دعوای من باتوالان همینه،چرابایدزندگی مادی خودمون رو تحت تاثیرحرف اون شخص قراربدیم.من انگورمیخورم یکی میادداخل اتاقم به من میگه انگورتو بده به من بخورم عوضش اون دنیا بهت انگوراونم درشتش میدن.مارسمی که تومیگی عزیزدل من مادی هستش نه دنیای مجهول پس ازمرگ،خردانسان واقعیتهای بدیهی مادی روقبول میکنه ولی ادعای بزرگ که آزمایش نشده راحت قبول نمیکنه.

      • نقدکردن باورهای اجدادمان بی احترامی نیستش،طبیعت مذهبیون اینه که هم خودشون وهم دیگران وادارکنن دربرابرکلااعتقادات محافظه کارباشن وحتی متعصب.فرقی نمیکنه چه مذهبی وچه عنوانی باشه.فقط خرد.

      • دررابطه باسوال رفتن ودیدن دنیای پس ازمرگ بایدبگم که من اول بایدبمیرم بعدببینم چه اتفاقی میفته،تجربه کسب نشده که بتونم جواب بدم.موضوع فقط اینه که انسان خودش قصه میسازد،خودش مدیریتش میکنه،مخالفانش هم خودش سرکوب میکند،به این نکته آخری توجه کن.دنیای پس ازمرگ یک دنیای کوانتومی باچاشنی آگاهی هستش،اگه اینوقبول کنیم سوالم اینه کجای این دنیا حرف ازعذاب وحساب وکتاب،سکس دربهشت،آب جوش خوردن درجهنم هستش.دانشمندی یه حرفی زده،بهش میگن فرضیه،اثبات نشده،ردهم نشده،به گذشت زمان نیازداره،ترس ازدنیای آزمایش نشده غیرمنطقی،غیرعقلی،…هستش.

      • شمایی که داری میگی خبری نیس باید اینو جواب بدی … ببین همیشه از قدیم گفتن احتیاط شرط عقله. فرض کن ماری جلوی شما هست و از سمی بودن یا نبودنش بی خبری . به شما گفته میشه جلو نرو چون سمی ه . باز جلو میری ؟؟؟ داستان اون دنیا هم همینه . به قول شما کسی نرفته برگرده تعریف کنه(به فرض اینکه از پیامبران فاکتور بگیریم) وقتی یکی میگه اون دنیا با اون شرایط وجود داره ایا باید بی خیالی سیر کرد ؟ و وقتی نیش خوردیم تازه بگیم کاش به حرف اون بنده خدا گوش میدادیم ؟

    • مرتضایی جان مسئلتم. چیزی که مادی نیست رو شما چجوری درک کردی؟ ذهن من یا مادیات رو درک میکنه یا آثار ماده رو. من که نمیتونم نفس و روح رو درک کنم شما چجوری درک کردی؟ اگر بگی استنباط کردم برمیگردیم خونه‌ی اول و میگیم ما استنباط شما رو قبول نداریم چون وجود چیزهای غیرمادی رو پیش فرض میگیره. ضمنا عناصر چهارگانه که گفتی توی فلسفه یونان قدیم بود نه قرآن عزیزم.

      • یه تحقیق کوچولو بکنی متوجه میشی اسلام هم به عناصر اربعه اشاره کرده + شما چیزی که مادی نیست رو درک نمیکنی ؟ پس مفاهیمی مثل دلتنگی و عشق و و ملا احساس و …. وجود ندارن چون مادی نیستن حتماً . شما هم درکشون نکردی تا حالا لابد

      • فرق یه آدم زنده با یه آدم مرده در چیه ؟ در اینکه اولی روح داره ولی دومی نداره. شما به روح اعتقاد داری ؟ اگه بگی نداری که خودتم میدونی داری برای دفاع از عقیده ت حقیقت رو نادیده میگیری. انسان بدون روح یعنی مرده(همون جسم مادی که شما بهش اعتقاد داری) و تفاوت یه مردار با فرد زنده دقیقا همینه. و اگرم بگی داری که کلا فلسفه ای که بهش معتقدی زیر سوال میره. تفکر ماتریالیستی تاریخ مصرفش گذشته و برا قرن ۱۷ و ۱۸ بود . الان قرن ۲۱ هستیم. فرض کن یکی از عزیزان شما برا همیشه رفته مثلا امریکا و هرگز نمیبینیش به هیچ طریقی . آیا به صرف اینکه دیگه نمیتونی به صورت مادی درکش کنی ایشون وجود ندارن دیگه ؟؟؟؟

      • اون چیزی که قابل درک هستش عین واقعیت هستش،چیزی که من درک نمیکنم چرابایدخودمو براش جربدم.چرابایدزندگیم که نقدهستش به حرفهای نسیه وخیالی گذشتگان فداش کنم.فقط یک بارزندگی میکنیم،به بعدازمرگ کاری ندارم چون هنوزتجربه صورت نگرفته اگرفرض کنیم بعدمرگ داستان داشته باشیم.

      • مرتضایی جان، اولش گفتی عناصر ۴گانه در قرآن اومده الان میگی در اسلام اومده. به هر حال اصلش مال یونانه و این بحث انقدر خنده داره که ادامه نمیدم. گفتی دلتنگی و عشق و … عزیزم این ها ویژگیهای و حالات مربوط به شخصیت من هستند و اگر من نباشم وجود ندارند. شما با فیزیک و فلسفه آشنایی نداری و فقط میخای حوزه‌های نامربوط رو به هم گره بزنی ولی بدون که بحث خیلی دشواره و برای شما که هنوز به عناصر ۴گانه اعتقاد داری احتمالا دست نیافتنی.
        گفتی مادی گرایی دوره اش گذشته؟ واسه قرن ۱۷ و ۱۸ بوده؟ این قرون مادی گرایی و عقل گرایی هر دو قدرت داشتند. 🙂
        امروزه قاطبه ی فیزیک دانان، زیست شناسان و فلاسفه ملحد و ناتورالیست اند. این آمارگیری رو میتونی پیدا کنی چون آوریکا چنین آماری میده. ضمنا بعضیا نگاه مادی گرایانه به خدا دارند و به اصطلاح به خدای طبیعی معتقدند. ضمنا گفتی نفس غیر مادی است؟ چه کسی این رو گفته؟ همه مسلمونا هم این رو قبول ندارن عزیزم چه برسه به دانشمندها. یه نگاهی به عقاید علامه مجلسی بنداز. ایشون نفس رو مادی میدونه. بحث خیلی زیاد است اما نه من وقت دارم و نه شما صلاحیت علمی و فلسفی داری برادر.

      • شما اعتقاد داری چیزی رو که نمیتونی ببینی و درکش کنی پس وجود نداره منم برات مثال زدم که احساس و …. ! برادر وقتی جوابی برای این موضوع نداری چرا اسمون ریسمون میکنی ؟ شما حرفت اینه چیزی رو که نتونی درک کنی و مادی نباشه پس وجود نداره برای من به جای جواب میگی که اینا به انسان وابسته هستن ؟؟؟ !!!! اوکی . خود انسان به چی وابسته س ؟ به خدا … خدا کجاس ؟ نمیبینم پس وجود نداره حتما !!!! در مورد عناصر چهارگانه هم حالا که خیلی اصرار داری که تو قرآن نیومده باید بگم غیر مستقیم اومده و بارها گفته شده انسان از گل آفریده شده و شیطان و اجنه از اتش هستن و فرشتگان هوا و …. قران کتاب علمی نیست که بیاد این موضوع رو مستقیم بگه و تشریحش کنه. ولی به این موارد اشاره شده بعداً و با مطالعه بهش میرسین. در مورد صلاحیت داشتن یا نداشتن منم شما نمیتونین نظر بدین وقتی یه امر بدیهی رو قبول ندارین … من با آدمایی مثله شما و تفکر مثه شما قبلا هم برخورد داشتم همگی ضربه سختی در زندگی خوردن و کلا وجود خدا و آخرت و دین و پیغمبر رو منکر شدن و دنبال بهانه تراشیدن برای این موضوع هستن همیشه و سعی در همراه کردن دیگران با خودشونم دارن که ریشه زوان شناسی داره …

      • خلاصه هیچ چیزی جز ماده و آثار مادی قابل درک نیست. اصلا شما چطور میتونی چیزی رو درک کنی که ساختارش غیر مادی است؟ چه جوری باهاش ارتباط برقرار میکنی؟ اگر بحث رو ساده بگیری همه چیز ممکنه اما اگر دقیق بشی میفهمی دین چیزی جز تسکین الام و دردهای دینداران برای آرامش و دفع ترس از مرگ و فنا نیست.

  • برای همه سخت است که قبول کنند که جهانی دیگر وجود ندارد و انسان محکوم به مرگ است و بعد از مرگ هم یعنی هیچ و در این مورد بین خاص و عام تفاوتی وجود ندارد. پس هر کس با توانایی و تجربیات و سوادی که دارد و البته دامنه ی تفکر خود سعی دارد راهی برای جاودانگی بیابد. پس تعجبی ندارد که دانشمندان هم راه زیادی را طی کنند تا به همان نتیجه ای برسند که کلثوم ننه با خواندن دعا و ثنا می خواهد برسد. اینکه دانشمندی می نویسد یا عامی ای می گوید چه فرق می کند چون هر دو سعی می کنند فراموش کنند که انسان در این جهان چه است که اهمیتی داشته باشد که نابود می شود یا جاودانه است. شاید اهمیش در این جهان لایتناهی و شاید نه بلکه بی شک، از اهمیتی که ما برای یک آمیب قایلیم کمتر باشد و بدون شک کمتر است. جهان را دریابید و تا زنده اید زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند. همین و بس.

    • می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت بی مونس و بی رفیق و بی همدمو جفت
      زنهار به کس مگو تو این راز نهفت هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

      خیام

      • در حکومت های دینی در طول تاریخ ثابت شده است که اعتقادات مردم سست میشود. به همین دلیل حکومت های دینی از خشن ترین حکومت ها در طول تاربخ بشریت برای به بند کشیدن وی بوده اند. اینگونه مطالب هم صرفا در داغ ودرفش حکومت های اینچنینی برای بازگردانده براه عبودیت وبندگیست..

    • برای من جالبه شما حرفهای یک دانشمند رو که عمری رو به پژوهش و تحقیق گذرونده روبا حرفهای یک پیرزن بیسواد یکی میدونید!!!!
      اینکه شما با نظریات ایشون مخالفین دلیل نمیشه که اشتباهه. ایشون بعد از عمری مطالعه و تحصیل و پژوهش و آزمون و خطا به این نتایج رسیده و از یک روش علمی، یک سرچ کوچک در اینترنت به شما میگه که روش علمی برچه چیزهایی استواره….
      حالا شما بفرمایید از چه مسیری به این نتیجه رسیدید که زندگی با مرگ تموم میشه و حرفهای این آقا اشتباهه؟
      اگه بدون سواد علمی لازم و بدون پژوهش و مطالعه این حرف رو زدید، این فقط تصور شماست و حرفتون در حد یک اظهار نظر شخصی و بدون پایه و اساس علمی میمونه، فقط به عنوان نظر یک انسان ارزشمنده اما ارزش علمی نداره…

  • جهان غرب آنقدر از عالم روح ومتافیزیک درقرون متمادی دور شده است که هراز چندگاهی شخصی ادعاهایی میکند که عده ایی که از آبشخور غرب خودرا سیراب میکنند برای تقویت ایمان!!! به ادعاهای آنان دلگرم میشوند البته دین گریزی جهان غرب محصول عوامل بسیاری درسده ههای گذشته است واگرچه ادیان تحریف شده مسیحیت ویهودیت در این رابطه نقش محوری و شروع کننده را بازی نمودند ولی به فرموده قرآن هرکس ولی خودرا خدا نگرفت شیطان واولیاء زمینی آن که کارتلها وتراستهای مسیحیان صخیونیست میباشند در هیئتهای متفاوت وفریبنده ایی آحاد بشر غربزده را به ورطه کفر وگمراهی کشانده ومیکشاند.ما با ایمانی راسخ به اسلام وتشیع که بوسیله خون امام حسین (ع) وائمه اطهار بیمه شده وهمواره از خطر انحراف دورمانده به همه ادیان الهی ومنحرف میبالیم وهیچ نیازی برای اثبات حقاتیت توحید ،نبوت وامامت ومعاد به یافته های دیگران نداریم ومنتظر تحقیقات آنها نبوده ونیستیم.

    • بزرگترین مشکل ادعای شما اینه که تمام اونچه گفتید صرفاً مجموعه‌ای از گزارش‌ها و گفته‌هاست و هیچ قرینه‌ای برای اثباتت آنها در جههان واقعی وجود ندارد.

    • درود
      چرا فقط دین خودتان را درست و صحیح می دانید و مسیحیت و یهودیت را نادرست میدانید؟؟ چه برتری نسبت به آنها دارید؟ چرا این قدر مغرورانه و متعصبانه سنگ اسلام را بدوش میکشید؟
      انتقاد پذیر باشید لطفا.
      تعصب هر چیز را به گه می کشد.

    • درود
      چرا فقط دین خودتان را درست و صحیح می دانید و مسیحیت و یهودیت را نادرست میدانید؟؟ چه برتری نسبت به آنها دارید؟ چرا این قدر مغرورانه و متعصبانه سنگ اسلام را بدوش میکشید؟
      انتقاد پذیر باشید لطفا.
      تعصب هر چیز را به گه می کشد.

      • داداش ما یهود و مسیحیت و غلط نمی‌دونیم اتفاقا خیلیم برای حضرت موسی و مسیح احترام قاعلیم،،،ولی دوست ما تحریف دین مسیح و یهود و نقد کردن نه خود دین رو،ضمنا دین اسلام کاملترین دین است،ان الدین عندالله الاسلام،قطعا دین نزد خدا اسلام است،،پس ما اسلام رو ب عنوان کاملترین دین بالا می‌دونیم ،و این ب این معنی نیست که فقط اسلام و می‌بینیم و تعصب چشممونو کور کرده.

  • مطلب را دوبار مطالعه کردم و آنرا در حد الفبائی از آنچه که دین ما در این خصوص گفته دیدم . انسان از ابتدا تا انتهای خلقتش (از کجا آمده ام – آمدنم بهر چه بود و به کجا میروم) ۵ تا عالم مستقل را طی می کند که این دنیا عالم سوم می باشد و گفته های ایشان جزئیاتی از عالم چهارم است .
    عوالم پنجگانه عبارتند از عالم زر ، عالم رحم ، عالم دنیا ، عالم برزخ و نهایتاً عالم آخرت ، و بدلیل گسترگی موضوع در همین حد بسنده می نمایم .

  • کتابی با عنوان افکار کوانتومی مولانا تالیف دکتر محسن فرشاد چنین تلقی را از جهان هستی دارد. از جمله بیتی از مولانا:
    ای برادر تو همان اندیشه ای —– مابقی را استخوان و ریشه ای
    همچنین در کتاب نوابغ سخن می گویند برخی از دانشمندان به چنین مفهومی اشاره کرده اند که نه ماده و انرژی بلکه آگاهی سازنده جهان هستی است

  • موضوع روح و تداوم بقا در جهان های دیگر چیزی نیست که بشه به دین و ادیان ربط داد. اما حقیقی ترین پیام این مطلب این است که انسان چیزی ورای این ماده است و این جهان فیزیکی اقامتگاه کوچکی بیش نیست

  • ارتباطش با دین رو نفهمیدم. دینداران هر چیزی رو که خوششون بیاد دینی میدونن. واقعا تعصب دینی عقل انسان رو زایل میکنه. اون شخصی که میگه این کشف میتونه اثبات دین اسلام رو راحت تر کنه نشون میده که نه با علم آشنا است و نه با دین.

  • مقاله ای به سبک کتابهایی مانند جهان هولوگرافیک یک دانمشند که معمولا جز برترین ها معرفی می شود شاید هم باشد یک مقدار علم مبهم که فیزیک کوانتوم و نظریه دنیاهای موازی مناسب آن هستند و چفت و بست اینها با متافیزیک و مواردی که هیچ رقمه ربطی به علم ندارد آگاهی کوانتومی هم ترکیب گنده و مضحکی است

  • کی می خواهید دست از این مطالبتون دست بردارید؟ بفرمایید نظریات آقای دیپاک چوپرا رو بخونید که به جرات میگم ۹۰ درصد با این خزعبلاتی که شما ترجمه کردید مو نمیزنه.

    • نویسنده

      دوست عزیز، ما به عنوان یک رسانه وظیفه خودمون رو انجام میدیم و مطالب به روز و مفید رو بدون پیش داوری و قضاوت ترجمه می کنیم. خوانندگان ما خودشون تصمیم می گیرن کدوم مطلب رو دوست داشته باشن و کدوم رو دوست نداشته باشن.
      به هر حال ممنون از نظرتون

    • الان همه اینا رو گفتی تا بگی دیپاک چوپرا رو میشناسی؟ یا خیلی عقل کل هستی؟ کسی هم شما رو‌مجبور نکرده مطالب این سایت رو بخونین و در جایگاهی هم نیستین که بخواین قضاوتش کنین.

  • مهم نیست نظرات دیگران و من چی هست. خودت تصمیم بگیر.
    فرض را بر این بگیر که اصلا هیچ کامنتی در بالا نبود.
    این اعتقاد است و به قول انگلیسی زبانان belief.
    با علم ثابت نمی شود بلکه یک حس درونی، در درون شماست.

    می توانی از اینجا شروع کنی:

    – به ازای هر یک گرم ماده در کهکشان راه شیری، ۵ گرم ماده تاریک وجود دارد که دیده نمی شود ولی اثر دارد. چند درصد احتمال می دهید که دنیا تماما مادی باشد؟

    – اگر دنیا تماما مادی بود و حیات نیز مادی بود، کره زمین به مشکلی برخورد نمی کرد. به زندگی خود ادامه می داد. و همه چیز سر جایش بود. و علم نیز به مشکل برخورد نمی کرد. اتفاقات اتفاق می افتادند و همانند فیلمی یکی پس از دیگری حادث می شدند. ولی شما بازیگر و کاراکتر یکی از آن موجودات زنده هستید. چند درصد احتمال می دهید روح در حیات وجود ندارد؟

    – کره زمین از فضا به رنگ آبی و کمی نزدیکتر به رنگ سبز و قهوه ای نیز قابل مشاهده است. اگر از فضا به آن نگاه کنید نظیر آن در این کشهکشان تا چشم کار می کند وجود ندارد. چند درصد احتمال می دهید که این کره بر اساس شانس این چنین متفاوت بوجود آمده باشد؟ نظیر کره ماه، ستاره خورشید، کره مریخ، مشتری، زحل و غیره در این کهکشان زیاد است. من توقع دارم حداقل یک کره دیگر را دانشمندان پیدا کنند که سرسبز، و پر آب همانند کره زمین باشد.

    از خودت سئوالاتی این چنینی بپرس و درصد وجود خدا را برای خودت محاسبه کن. این علم نیست بلکه اعتقاد توست.

  • این مطالبو قبول دارم ولی از نظره ریاضی اثبات نشده…ی نظریس با این که روش مطالعه شده…شاید به همین شکل باشه ولی ی تفاوتایی داره که بدون تجربه نمیشه اثباتش کرد…علم ما هم محدودیت هایی داره هیچوقت نمیتونیم همه چیزو بفهمیم…مخصوصا زندگی پس از مرگ…شاید بعدش دوباره متولد شدی…

  • دوست عزیزم جناب آقای بهرام مشیری (نمی دانم خودتان هستید یا یک نام مستعار)

    من نزدیک به ۲۰ سال مادی گرا و دین ستیز بودم و کتاب های فراوانی را در این خصوص خوانده و مطالعه کرده ام. قرآن و تورات را واو به واو، بارها بررسی و خوانده ام. و متن آن ها را به فارسی مطالعه کرده ام. متون و فیلم های زیادی را از رضا فاضلی بگیرید تا بهرام مشیری، احمد کسروی و غیره خوانده و دیده ام. و لوب کلام را عرض می کنم، اتفاقاتی که در طول زندگی برای انسان می افتد چاره ای جز این نمی گذارد که شما به وجودی معنوی نگهدارنده و محافظ شما ایمان آورید اگر انسان منصفی باشید.

    من جوان بودم و در زمان جوانی خود، بی دین و بی خدا بودم. عالم را همه مادی می دیدم و علم را چراغ راه بشریت. نمی گویم آدم بدی بودم. بالعکس. آدم خوبی بودم نه زنا میکردم و نه دروغ و غیبت یا دزدی. سرم به کار خودم بود و دنبال علم و سر در آوردن از مجهولات دنیا.

    ولی زندگی آنطور که باید قوه قهریه خودش را به من نشان داد. در طول زندگی، من فهمیدم که روزی و درآمد من کاملا دست نیروی فراتر از وجودی من است. اتفاقات و مصیبت ها در فهم این موضوع به شما کمک زیادی می کنند.

    همه این ها را مردم معمولی به من می گفتند و من بی توجه بودم. به یاد دارم زمانی که ازدواج کردم و هزینه عروسی را خودم به تنهایی تامین کردم. با هیچ حساب دنیوی جفت و جور در نمی آمد. شغل من آزاد بود. و مشتریهای من محدود. ولی با نزدیکتر شدن به تاریخ عروسی، مشتری های من نیز بیشتر شدند (این اتفاقات در خلال چند ماه اتفاق افتاد و طول کشید). و هزینه عروسی من و کمی بیشتر از آن تامین شد.

    من هنوز بی دین و بی خدا بودم تا اینکه پسر من به دنیا آمد. من و همسرم بیمه نبودیم ولی هزینه بیمارستان و زایمان نیز تقریبا ۲ هفته پیش از آنکه پسرم متولد شود تامین شد. چطور میشد مشتری که ۲ سال است پول شما را نداده است، تنها ۱۶ روز مانده به بدنیا آمدن پسرتان به شما زنگ بزند و بگوید که پول را برایتان واریز کردم؟ در همین خلال چندین اتفاق مشابه افتاد و مشتری های من مجددا بیشتر شدند. من حتی از چند نفر از مشتری های جدیدم پرسیدم که چطور شد به ما سفارشی دادید و آنها گفتند که به دلمان اینطور افتاد و گرنه قرار بود از جای دیگری خرید کنیم. این اتفاقات چنان تاثیری روی من گذاشت که من به نماز خواندن و دعا کردن با خدا و تشکر از او روی آوردم.

    تا اینکه فرزند من به دنیا آمد و زندگی من کامل دگرگون شد. من به فرزند خود نگاه می کردم. منی که ماتریالیست هستم چطور می توانم قبول کنم که موجودی زنده ای که تا سال پیش وجود نداشت، اکنون زنده و حاضر در خانه من است. او از من است و من آن را بوجود آورده ام. این برای من ماتریالیست حکم یک معجزه را دارد که یک نطفه بتواند تبدیل به انسانی شود با تمام پیچیدگی های رفتاری و جسمی.

    این برای من ماتریالیست غیر قابل باور و هضم بود. و کلنجار رفتن با واقعیت غیر قابل انکار است.

    وقتی فرزندی به دنیا می آید برای یک ماتریالیست، گویی معجزه ای در عالم خاکی و مادی شکل گرفته است که با هیچ منطقی سازگاری ندارد.

  • به نظر من هر آن چه که از نظر علم زنده محسوب میشود در این جهان موجود از ابتدا تا مرگ باز تاب حضور خویش را تجربه میکند خاه انسان باشد خاه یک گیاه یا یک موجود تک سلولی هر کنشی را انجام دهیم واکنش آن را طبق قوانین فیزیک پس میگیریم به نظر من نیاز به زندگی پس از مرگ نیست همین قوانین علمی چه خوب وچه بد پاسخیست برای اعمال ما …

  • من الان ۱۰ ساله ارزو دارم به دنیای بعد از مرگ ایمان بیاورم..به نتایجی هم رسیدم….اما خوب که فکر میکنم میبینم الان در جهان نورهایی از ستارگانی است که صدها سال پیش از بین رفته اند…..من در کل توانستم برای خودم وجود خدا را اثبات کنم و ایمانی بیش از هرکسی به خدا داشته باشم..از نظرم خودم البته..نه شما…اما ای کاش میشد دنیای پس از مرگ را هم اثبات کرد و ایمان بیاورم(.از نظر فلسفی نه..از نظره علمی)..امیدوارم تا قبل از مرگ به تنها ارزویم برسم…..

  • در طول زندگیم به تجاربی دست پیدا کردم که به جرات می تونم بگم، که انسان دارای اقیانوسی از اطلاعات هست که اخیرا اون رو با عنوان ضمیر فراهوشیار می نامند. ضمیر فراهوشیار هیچ ربطی به حافظه ی سیو شده در مغز ما نداره. چون خودم بارها و بارها وقایعی رو در آینده که اصلا ربطی هم به من نداشتن رو پیشبینی کردم. اینکه کدوم تیم فوتبال میبره و چندچند و متاسفانه درست هم از آب در اومده به این خاطر میگم متاسفانه چون دوست نداشتم که متوجه بشم جبر وجود داره. جهان هستی پیچیده تر از اونیه که پامونو بندازیم رو پامون و همینجوری بدون فکر یه نظری بپرونیم

  • پیشنهاد میکنم یکی از کتابهای کانت رو گیر بیارین و بخونید. اینکه بدونیم یه فیلسوف بزرگ نظرش درباره ی ماوراالطبیعه چیه، می تونه بما در درست فکر کردن کمک کنه.

  • بعضیا میگن بیخیال بابا ما فقط یه بار زندگی میکنیم پ بزار حالشو ببریم درسته ؟؟؟خب ب فرض مثال هم ک اینطور باشه و بعد مرگ آدم نابود شه،،،کسیکه نابود شده می‌تونه حسرت گذشته رو بخوره ک بگه ایکاش هر غلطی دلم می‌خواست و میکردم ؟؟مسلمه که نه،،،در ضمن اینایی ک میگن آخرتی نیست باشه فرضا ک نیست بابا،،با مرام به مرگ ک دیگع اعتقاد داری؟؟؟؟همه قرارهای آخرش بمیریم یا ن،،،پس منی ک قرارهای آخر عاقبتم یه مشت خاک سرد باشه حداقل انسان وار زندگی کنم ک بعد مرگم نگن خاک تو سرت کاش زودتر مرده بودی،،،،کمی تفکر

  • ما اومدیم‌تو دنیا که زندگی کنیم ولی درست و انسان وار. هیچوقت کسی را که کل عمرشا به ظلم گذرونده با کسی که عمرشا در کار خیر و کمک به دیگران و مستمندان گذرونده یکی ندونید. اگر بخاییم بگیم هر دوی این آدما فقط تو دنیای مادی زندگی میکنن و بعد که مردن دیکه کتابشون بسته میشه و تموم این تفکر وجوده خدارا میبره زیر سوال. خدایی که آسمونا و زمین رو خلق کرده و اینهمه نظم بر دنیا حاکم کرده محاله همچین بی قانونی را نادیده بگیره که کسی که عمرشا به ظلم و خوشگذرونی گذرونده و بعد هم مرده ب عنوان یه ماده که با تموم شدنه عمرش ماده از بین رفته و دیگه هیچ حساب و کتابی براش نداشته باشه. من نظرم اینه این چند روز باقی مونده عمرمون را بیاییم کارهایی بکنیم که وقتی ب درونمون رجوع میکنیم‌میدونیم خوبن یا بد. ما بصورت ذاتی خوب و بد را میشناسیم. پس بیاییم عمرمونا به کارهای خوب و انسانپسندانه و خداپسندانه بپذرونیم. اون دنیا باشه یا نباشه فعلا ما و این‌دنیا برقراریم پس بیاییم انسان وار زندگی کنیم نه حیوان وار. اگه بخاییم همه چیز را مادیات بدونیم بدون حتی ذره تفکر و تعقل پس چ فرقی بین انسان و حیوان وجود داره.

  • دوستانی که ذهنشون به وسیله ی دین و مذهب و مروجان دینی و از همه مهمتر فرهنگ حاکم و شستشوی مغزی توسط اطرافیان و معلمان و … که البته در بیشتر موارد ناخواسته و از روی نادانی هست به اسارت گرفته شده و شدیدا در برابر هرچیزی که مقابل دین باشه جبهه میگیرن حتی درصورتی که وقتی با خودشون فکر میکنن میبینن طرف مقابل درست گفته ولی با دلایل گوناگون ((مثلا اینکه حتما فلان سوال جواب داره ولی من نمیدونم و اگه از افراد مطلع بپرسن جواب میگیرن ))خودشون رو راضی میکنن ازشون خواهش میکنم درصورتی که حوصله و وقت ندارن که بخوان تحقیق کنن حداقل به کتب یا ویدیوهای مربوط به دین و اسلام بهرام مشیری تو یوتویوپ مراجعه کنن . قبلا امکانات در حد امروز نبود و نمیشه به گذشتگان ایراد جدی وارد کرد هرچند حتی در گذشته های دور هم خیلی ها فهمیدن و پی بردن به چیزی که الان وبا این همه امکانات میلیون ها نفر نفهمیدن و حداقل سعی هم نکردن که بفهمن

  • سلام از خوندن نظرات مختلف دوستان بسیار استفاده کردم و ماشالا آنقدر نظرات زیاد بود که همگی یادم نمونده تا اینجا دز موردشون دیدگاه خودمو اعلام کنم.من به وجود روح و وجود حیات بعد از مرگ اعتقاد دارم و البته مادی گرا هم هستم.بیایید وجود دنیای بعد از مرگ و وجود روح رو از مسایل مذهبی جدا کنیم ( البته این رو برای اون دسته از دوستانی میگم که تا حدودی دل خوش از مذهب ندارند وگرنه من مذهب مورد علاقه ام هست) اگه بخوایم از نظرعلمی به قضیه نگاه کنیم هرچند علم هنوز نتونسته با قطعیت وجود روح رو ثابت کنه اما در عالم مادی نشانه هایی از وجود روح هست..اگه کلا معتقد باشیم که جهان از ماده و انرژی تشکیل شده این آگاهی و اطلاعاتی که در طی زندگیمون کسب میکنیم کجای این دنیای مادی قرار گرفتند؟ انرژی هستند یا ماده؟ اون امواجی که در طی زندگیمون با حرکاتمون با فکرمون با حرف زدنمون ایجاد کردیم چی شدند؟ الان تو علم فیزیک نظری تعدادی از دانشمندان به این نتیجه رسیدن که هیچ ماده ای در جهان وجود نداره و همه چیز موج هست.اگر بتونیم شرایطی به وجود بیاریم که امواج ایجاد شده در گذشته رو به زمان حال بیاریم میتونیم مثلا اصوات گذشته زمین شامل صداهای دایناسورها و انسانهای پیشین رو بشنویم.در مورد سایر ابعاد انسان هم همینطور میتونیم با برگردوندن اموآجی که تصویر اشیا رو به چشم ما منعکس میکردن اون اشیا رو دوباره ببنیم.این یعنی برگردوندن تمام اجسام قبل با تمام ماهیت وجودیش در زمانی که ما اونهارو فنا شده دونستیم.حالا ممکنه کسی بپرسه این چه ربطی به وجود روح و دنیای دیگه داره؟بله ظاهرا ربط نداره اما سوال من اینه این امواج که قبلا صوت، تصویر و… افرادو اشیا رو منتقل کردن و حتی خود آگاهی و اطلاعات ما الان کجا هستن؟جایی که اونها هستن همین دورو بر ما و همین جهانی هست که ما زندگی میکنیم که بعضا ازش به دنیای بعد تعبیر میشه.این همون دنیاهای موازی هست که دانشمندان زیادی وجودش رو قبول کردن اما تا وقتی امواجش رو نتونن مهار کنند و به شزایط زمانی و فضایی ما بیارن برای ما قابل رویت نیست.

    • بسیار خوشحالم که افراد آگاهی مثل شما هست من نظراتت و خوندم عالی به امید این که همه آگاه بشن … و افکار فرسوده ی قدیمی و ارتجاع رو کنار بزارن و عقلانی فکر کنن ، همه ی این چیزای که شما عرض کردید همه پایه و اساس علمی داره و اثبات شدس ، نه از روی خرافات و خیلی چیزای دیگه که گذشتگان برای به خدمت گرفتن انسان بیان میکردند
      پیروز باشید

  • تازمانی که شخص مذهبی اسیراحساسات مذهبی موروثی باشه وضع همینه،هیچ مادی گرایی نمیتونه حریف اینهابشه چون اینهاقبول کردن یکی اومده راه رونشون داده حتی اگرحرفاش غلط علمی داشته باشه،کپی حرفهای قبلی هاباشه،دستانش به خون انسانهاآلوده شده باشه این چیزابرای اونهامهم نیست،مهم اینه که آقابالاسری بایدباشه تاشخصیتشون روتحقیرکنن،بگن ماگناهکاریم،به زورگریه کنن ولی فرداش دوباره همون کارروانجام بدن.شخص مذهبی پول منومیخوره به جای اینکه ازمن عذرخواهی کنه میره ازخدای خودش آه وناله میکنه

    • از نشانه هایش ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقیده ای ب آن احترام بگذارد،،،ضمنا اسلام ب ذات خود ندارد عیبی هر عیب ک هست در مسلمانی ماست خداوند در قرآن گفته تابوا و اصلحوا ینی اونی ک میاد مال تو رو میخوره تا وقتی کارشو اصلاح نکنه و دین تو رو از گردنش کم نکنه توبش قبول نیست،،،و حتما شنیدی ک خدا از حق الله میگذره ولی حق الناس نه،،،پس بیخودی فتوا نده،،،ضمنا کی گفته ک ما چشم و گوش بسته راه گذشتگانمون و پیش گرفتیم حتا اگه خلاف علم باشه،،اصلا کی گفته علم کاملع،،یا عقل انسان کامله؟عقلی ک با کوچک‌ترین مسأله ای آشفته میشه ،،،،ضمنا تمام پیامبران و اولیا از حضرت نوح گرفته تا صاحب آلمان انسان علی برگزیده خدا بودن و خالی از عیب و ضمنا دستشان ب خون انسان بی گناهی آلوده نشده فقط با کسایی جنگیدن ک خودشون در جنگ علیه دین خدا پیش قدم شدن و صلح و نپذیرفتن،،،پس پیش داوری نکن لطفا واسه خودت نبر و بدوز،،،اصلا بزارید ما با خدای خودمون تنها باشیم طرز فکر ما و اعتقاداتمونم ب کسی آسیب نمیرسونه،عیسی ب دین خود موسی ب دین خود،

    • مشکل اینه که شما کی رو مذهبی بدونی . اینکه بخوای سردمدار این مملکت یا کسی که نماز میخونه و میره مسجد و …. رو مذهبی میدونی بعدش از این توقع داری مثلا در حد پیامبر پاک باشه و وقتی نبود کلا دین و اسلام و همه رو با همون افراد بعضا فاسد قیاس میکنی . طرز فکر شما شبیه اینه که الان داعش رو بگید خود اسلامه . بابا تو قلب تجدد یعنی آمریکا در مناظره انتخاباتی نه ترامپ نه کلینتون داغش رو به اسلام وصلل نکردن و اونا رو گروه افراطی دونستن ولی اینجا گویا دوست داریم هر چیز منفی از دین دیدیم فورا بچسبونیم به اصل دین و از ریشه بزنیمش. شما اسلام رو از ادمای این مملکت و سردمدارایی که مدعی اسلام هستن نخواه و دنبالشم نباش چون سرخورده میشی بابت تناقضایی که میبینی . کسی تایید نکرده سردمدارای این مملکت مومن هستن و مسلمان واقعی هستن که شما اصل اسلام و دین رو با اینا قیاس میکنین

      • دین انسانیت نمیاره چه بسا شاهد بودیم دین انسانیت و واقعگرایی را از بین برده دین یه محدودیت است توجه کنید مال وقت فکر انسانرا میگیره .خود دیدیم هرجا مسلمان بوده انجا علم و دانش نبوده و هرجا علم و دانش نبوده در انجا فقر و گناه بوده انسانیت را باید ارتقا داد نه دین را

  • ضمنا مرتضایی عزیز این سوال شما که خیلی برات مهمه رو خیلی ساده میشه جواب داد.

    فرق یه آدم زنده با یه آدم مرده در چیه ؟ فرقشون اینه که نظم بدن انسان مرده به هم میخوره و اندامهای حیاتیش از کار میفتن و شخص میمیره. این دلایل پزشکی داره پس خیلی روی این سوال مانور نده. موید باشی برادر

  • نظرات برخی از دوستان را خوندم و باید بگم که به دور از پیش داوری و نیز احترام به همه نظرات، اون دوستانی که ادعا می کنند عالم همه ماده است و غیر ماده چیزی وجود نداره، می تونن اشتباه کنن.

    من مثالی را در اینجا می زنم تا موضوع کاملا روشن بشه:
    زندگی ما در این دنیا می تونه از وهم و خیالی همانند خواب شکل بگیره. خواب، واقعیت ماده نداره ولی ما می تونیم در دنیای خواب زندگی کنیم، ازمایش کنیم و محیط آن را لمس کنیم و حس کنیم. و سپس از خواب بیدار شویم و به زندگی عادی بگردیم.
    در این حالت، زندگی خواب گونه ما، که ما آن را در خواب، واقعی می بینیم و می توانیم حتی در آن عالم دست به آزمایش بزنیم (همانند این دنیا) تنها یک خواب و پوچ است و زندگی واقعی ما در عالم بیداری ما است.
    در این مثال، زندگی در خواب ما، زندگی دنیوی ماست و زندگی بیداری ما، زندگی اخروی ماست و ما نیز وجودی ابدی در عالم واقعی به نام روح هستیم.

    حال اگر در خواب خود زیادی غوطه ور شوید و لذات آن شما را سرگرم کند بطوری که شخصی از عالم بیداری شما را ندا دهد که زندگی واقعی آن چیزی نیست که شما در حال تجربه آن هستید، حق با چه شخصی است؟
    آیا حق و حقیقت را به فردی که در عالم رویا است می دهید؟
    من نمی گویم که ساختار این دنیا و آن دنیا دقیقا همین است.
    ولی حداقل آنهایی که علم را همه چیز می دانند باید کمی نرمش و انعطاف داشته باشند و بدانند که می تواند فراتر از علم مادی، جهانی دیگر نیز وجود داشته باشد و بشر هنوز علم کافی برای اثبات یا رد آن را ندارد.

  • این اقا میگه روح مجزا از جسم است من فکر میکنم روح همان مغز انسان هست اگه بدن از روح دستور میگیرد پس باید سطح هوشیاری و اگاهی یه بچه نوزاد تا مثلا پنجاه ساله بشه تو یه درجه عمل کنه . اما اینطور نیست یه نوزاد هیچ نمی فهمد بمرور زمان هرچی بیشتر بزرگ میشود به سطح اگاهی او افسوده می شود پس این مغز است که با بدن همزمان بزرگ میشود نه روح . انسان از هرچی بترسه دنبال چیزی میگرده تا بر ترس غلبه کنه . مثل دین برای غلبه بر ترس . من این زندگی را از دست نمیدم بخاطر دنیای زیر خاک که معلوم نیست در ضمن مرگ انقدر تلخ نیست و زندگی هم انقدر شیرین نیست که ما بترسیم

    • این نوع طرز تفکر معلوم می کنه که شما هیچ اطلاعی از وجود ضمیرفراهوشیار ندارید.ضمیر فراهوشیار یا اصطلاحا حالا بهش میگیم روح اطلاعات خودشو داره که جسم محدودش کرده و مغز هم حافظه ی مخصوص به خودش رو. من شخصا چون بارها وقایعی که تجربه نکردم رو از چندین روز قبل پیشبینی کردم اینه که مطمئنم چیزی فراتر از حافظه در ما وجود داره. ممکنه روح جدای از جسم وجود نداشته باشه اما منشاِ وجود می تونه عوض بشه

  • آقا بنظر منم اینه که انسان و موجودات از نظر بقا تفاوتی با هم ندارند چطور همه میگویند که وقتی حیوانات میمیرند زندگی برای انان تمام میشود من فکر میکنم انسان هم به همین گونه است ولی ما نمیتوانیم بگوییم که این نظریه صد در صد درست است پس پیشنهاد من به شما این است که انسان باشید تا اگر هم بهشت و جهنم وجود داشته باشد ضرر نکرده باشید.
    البته این نظریه هم وجود دارد که پس از مرگ روح وارد بدن دیگریی شده و دوباره زندگی را ادامه میدهد