کشف شکل جدیدی از بیماری حس آمیزی

بیماری حس آمیزی بیماری نادری است که باعث می شود حواس پنج گانه افراد مبتلا به آن، دچار اختلال شوند. مثلا ممکن است این افراد بو را صدا تصور کنند! محققان به تازگی توانسته اند به وجود شکل جدیدی از این بیماری پی ببرند.

به گزارش کلیک، در حال حاضر در حدود ۴٫۴ درصد افراد بزرگسال در سراسر جهان مبتلا به این بیماری نادر هستند. این بیماری باعث می شود مغز انسان اطلاعات مربوط به حواس پنجگانه را به صورت اشتباه پردازش کند و آن ها را با هم اشتباه کند؛ به عنوان مثال این افراد بو را صدا تصور می کنند و اعداد و کلمات را با رنگ ها و مزه ها اشتباه می گیرند!

اما به تازگی دانشمندان به نوع عجیبی از این بیماری پی برده اند که واقعاً شگفت انگیز است. عده ای از محققان دریافتنه اند که از هر ۵ فرد مبتلا به حس آمیزی، یک نفر می تواند صدای حرکات مختلف را بشنود! این توانایی عجیب این امکان را به این افراد می دهد تا در هنگام مشاهده نوری که در حال سوسو زدن است، وجود الگوهای خاصی را تشخیص دهند.

با وجود اینکه این بیماری به ندرت رخ می دهد؛ اما از نظر علوم اعصاب پدیده پیچیده ای است. هنگامی که فردی به این بیماری مبتلا می شود، تحریک یک گذرگاه حسی یا عصبی، خود به خود باعث تحریک یک گذرگاه حسی دیگر نیز می شود.

ممکن است افرادی که مبتلا به این بیماری هستند، هنگامی که یک تکه گوشت را می چشند، کلمه “پنجره” را ببینند و یا هنگامی که در حال گوش دادن به یک قطعه موسیقی خاص هستند، رنگ آبی را مشاهده کنند. در این بیماری، بسته به اتصالاتی که در مغز انسان وجود دارند، انواع مختلف ورودی های حسی می توانند با یکدیگر ترکیب شوند.

پدیده های عجیب ذکر شده، تنها علائم بیماری حس آمیز نیستند؛ اما جزء واضح ترین علائم آن به شمار می روند.

محققان دریافته اند که این تداخل عصبی باعث می شود که ما تاثیرات ناشی از تداخل حواس را بیشتر تجربه کنیم؛ اما گاهی اوقات این تغییرات به قدری محسوس نیستند که ما حتی نمی توانیم آن ها را تشخیص دهیم.

الیوت فیریمن، متخصص در علوم اعصاب شناختی اذعان می کند که انسان ها دارای حواس گوناگونی هستند که ممکن است حتی متوجه آن ها نیز نشوند.

فریمن تصمیم گرفت در مورد پدیده ای عجیبی تحقیق کند که در آن برخی از مردم حرکات مختلف را همراه با نوعی صدای درونی مشاهده می کنند. برای مثال افرادی که گرفتار این پدید عجیب هستند، هنگام نگاه کردن به یک فن کاملا بی سر و صدا، صدایی کاملا آرام شبیه به صدای ویر ویر می شنوند.

در ادامه با بیان یک مثال، تفاوت یک فرد مبتلا به بیماری حس آمیزی در هنگام تماشای یک حرکت را با فردی که دچار این بیماری نیست، بررسی می کنیم.

فریمن از ۴۰ نفر خواست که در آزمایش او شرکت کنند. او در این آزمایش قصد داشت از وجود این پدیده عجیب مطمئن شود. او در آزمایش خود از دو نوع کد زبان مورس در قالب چندین کلیپ استفاده کرد. یکی از کدها را همراه با صدای همانند صدای بیب بیب که با توالی های مختلف بخش می شد، استفاده کرد و کد دیگر را با همراه با نوری شبیه به فلاش دوربین مورد استفاده قرار داد.

در ابتدا فریمن از شرکت کنندگان خواست، کلیپ هایی را که همراه با نور و به صورت جفت جفت پخش می شدند، مشاهده کنند. سپس از آن ها خواست تا هر جفت از کلیپ ها را با یکدیگر مقایسه کنند و مشخص کنند که آیا الگوی نمایش کدها یکسان است یا نه.

فریمن در این آزمایش از دانش آموزان می پرسید که آیا آن ها در هنگام تماشای نورهای فلاش مانند، صدایی هم می شنوند یا نه. چنانچه پاسخ آن ها مثبت بود، از آن ها می پرسید که چه نوع صدایی می شنوند.

محققان با کمال تعجب دریافتند که ۲۲ درصد از دانش آموزان در هنگام مشاهده نورهای فلاش مانند، اصواتی را می شنوند و این موضوع با موفقیت آن ها در تشخیص صحیح الگوی نمایش نورها ارتباط دارد.

فریمن اذعان کرد که بررسی نتایج آزمایشات نشان می دهد که افراد در این آزمایش، دو دسته بوده اند؛ دسته اول افرادی بوده اند که عمدا با دهان خود صدا تولید می کردند و دسته ای دیگر افرادی بوده اند که بدون هیچگونه تلاشی صدای خاصی را می شنیدند.

محققان دریافتند که ارتباطی بین شنیدن صدای ملایم حرکات و تشخیص نحوه نمایش نورها توسط این افراد با دقت بیشتر، وجود دارد؛ زیرا زمانی که مغز سیگنال های بصری را به عنوان سیگنال های صوتی پردازش می کند؛ اطلاعات بیشتری را برای توجه کردن به ریتم ها، در اختیار افراد قرار می دهد.

با مشاهده کلیپ زیر متوجه می شوید که اگر نورهای فلش مانند، همراه با صدا پخش می شدند، چقدر تشخیص توالی نمایش آن ها آسان تر می شد. در ضمن این کلیپ نحوه انجام آزمایش را نیز نشان می دهد.

در مرحله بعدی از دانش آموزان خواسته شد کدها را با همراه با صدا مشاهده کنند و این بار نیز تعیین کنند که نمایش کدها در کدام کلیپ یکسان و در کدام کلیپ متفاوت است.

اما در برخی از کلیپ ها هیچ نوع هماهنگی بین نورهای فلش مانند وجود نداشت و در برخی دیگر این چنین نبود.

دانشمندان دریافتند که افرادی که دچار بیماری حس آمیزی بودند و در آزمایش اول در تشخیص نحوه نمایش نورهای فلش مانند، عملکرد بهتری نسبت به سایر افراد داشتند، هنگام نمایش نورهای فلش مانند همراه با صدا که هیچ نوع هماهنگی بین آن ها وجود نداشت، عملکرد بدتری نسبت به سایر افرادی که دچار اختلال حس آمیزی نبودند، داشتند.

هنوز مشخص نیست که چرا چنین اتفاقی رخ می دهد؛ شاید دلیل این موضوع این باشد که در آزمایش اول مغز این افراد سیگنال های بصری را به سیگنال های صوتی تبدیل می کرده است؛ اما در آزمایش دوم، پخش صدا حواس آن ها را پرت می کرده است.

چیزی که واضح و مشخص است این است که این آزمایش در مقیاس کوچکی انجام شده است و برای اطمینان یافتن از صحت نتیجه آن، باید در مقیاس بزرگتر و با گروه های متنوع تری نیز انجام شود. در ضمن اقداماتی نیز باید برای سنجش صدای درونی نیز انجام شود؛ زیرا ممکن است برخی از افراد ایجاد این صدا ها را تشخیص ندهند.

با انجام تحقیقات بیشتر می توان دریافت که مغز ما چگونه قادر است ورودی های حسی مختلف و همچنین پردازش های عصبی (که باعث می شوند چیزهای مختلف را ببینیم، بشنویم و بوهای مختلف را احساس کنیم و یا حتی باعث می شود برخی از چیزهایی را که در اطراف ما نیستند، نیز احساس کنیم) را با یکدیگر ترکیب کند و یا آن ها از یکدیگر متمایز کند.

در پایان باید گفت که پدیده شنیدن صدای حرکات یا “hearing motion”، یکی از رایج ترین اشکال بیماری حس آمیزی است. شاید دلیل این موضوع رابطه طبیعی قوی بین صدا و تصویر باشد.



بدون دیدگاه