دلیل اصرار بر بومی‌سازی فناوری‌های مطرح جهانی چیست؟

رسانه کلیک – بسیاری از کشورهای جهان به دنبال بومی‌سازی هستند؛ با این حال در ایران بومی‌سازی شکل دیگری به خود گرفته است. در بسیاری از موارد این بومی سازی‌ها بلا استفاده بوده‌اند.

خبری که طی هفته‌های گذشته در رابطه با بومی‌سازی واژه استارتاپ در شبکه‌های اجتماعی حسابی چرخید، باعث شد به بررسی موضوع بومی‌سازی بپردازیم. درست است که جایگزینی کمک نوآور به جای واژه استارتاپ به سرعت تکذیب شد، اما باعث شد جنبه طنز این واژه در کفه ترازو سنگینی کرده و همه از کنارش رد شوند.

اما در رابطه با مقوله تکنولوژی ماجرا کمی متفاوت است. تفاوتی که در بیشتر موارد، زمانی که نام ملی و بومی به خود گرفته با همراهی میلیاردها پول عملا بی نتیجه مانده و در نهایت به دره مرگ فرستاده شده است.

مقوله «بومی سازی تکنولوژی» تنها با خرید سخت افزار آن شدنی نیست. از این رو، برخی از کشورها در گذر تاریخ توانسته اند موانع توسعه نیافتگی را پشت سر گذاشته و به پیشرفت برسند. برخی کشورها نظیر ایران در دور باطل توسعه نیافتگی گیر افتاده‌اند که به عنوان مساله ای مهم در جهت گسترش توانمندی ها، نیازمند بررسی است.

بهره گیری از الگوی نهادگرایی به ویژه نحوه نگاه این الگو به عملکرد اقتصادی به وضعیت بومی سازی تکنولوژی در ایران کمی تا قسمتی جای سوال دارد.

سوالاتی که در نهایت حاکی از عدم تحقق بومی سازی تکنولوژی در کشور است.

کمی جستجو کافیست تا به 7/8 سال پیش برسیم. زمانی که موضوعی با عنوان تولید سیستم عامل ملی مطرح شده بود. پروژه، «زمین» نام داشت و در زمانی که دلار معادل هزار تومان بود، یک تیم مبلغی میلیاردی بابت این پروژه دریافت کرد.

در این پروژه سیستم عاملی مبتنی بر لینوکس در حال تولید بود و قرار بود در نهایت این سیستم عامل در ادارات دولتی جایگزین ویندوز دسکتاپ شود و تمام دستگاه‌های دولتی ملزم به استفاده از آن شده و در کامپیوترهای خود از آن استفاده کنند.

رقمی میلیون دلاری برای این پروژه هزینه شد و امروز بعد از ده سال، سوالی که مطرح می‌شود این است: نتیجه پروژه زمین چه شد؟ سیستم عامل مذکور در کدام نهاد یا اداره مورد استفاده قرار گرفته است؟ نتیجه تمام آن هزینه‌ها به کجا رسید؟

اسفند ماه سال گذشته بود که از نماد فارسی «@» با نام «در نشان» رونمایی شد. رونمایی که عملا در همان روزها سرتیتر اخبار شد و در نهایت به افول رسید.

روزی که از اندروید ملی رونمایی شد، داستانی تکراری در حال اجرا بود. داستانی که عملا همه می‌دانستند در عمل بلا استفاده است و امروز که حدود 4 ماه از آن روز می‌گذرد، عملا هیچ منفعتی برای کسی نداشته است. درست است که وزیر ارتباطات در این زمینه عنوان کرد برای روزی که تحریم شویم طراحی شده است، اما در نهایت واقعیت این  است که اندروید ملی هم همانند سایر پروژه ها هیچ نتیجه مثبتی همراه ندارد.

اما این سوال در این رابطه پیش روی همه قرار دارد: این همه اصرار برای بومی‌سازی چیست؟

بارها و بارها میلیاردها میلیارد پول، در این کشور صرف پروژه های این چنینی شده است. آنتی ویروس ملی، موتور جستجوگر ملی، پیام‌رسان ملی و …. کدام یک در نهایت به نتیجه رسیده است؟ محصول نهایی آنها را چه کسی استفاده می‌کند؟ مروری بر صفحات اجتماعی نشان می‌دهد اغلب مردم نیز مخالفان جدی با این طرح‌ها هستند. مردمی که اغلب صدایشان راه به جایی نبرده و نادیده گرفته شده‌اند.

آیا تمام این طرح‌ها بهانه‌های بیش برای عده‌ای نیست که بودجه‌های آنچنانی بگیرند؟

بهانه‌هایی برای افرادی خاص که بیت‌المال را مصرف کنند و در نهایت هیچ کسی از آنها استفاده نکنند؛ چرا که از کیفیت استاندارد و خوبی بهره‌مند نیستند.

نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا به اعتقاد شما پروژه‌های ملی مثمر ثمر هستند؟ و آیا معتقدید در نهایت قرار است روزی فرا برسد که منافعی به حال مردم داشته باشند؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.